حسی ناب
که به او تعلق دارد ، به او که التیام لحظه های سخت دل
تنگیم است ، دل تنگی ای که تا ابد پایانی ندارد و هر
لحظه بیشتر مرا در خود فرو می برد.
او که خواهش ها و تعلق هایم را پاسخ می گوید بی آنکه
ذره ای به ناپاکیم بنگرد ، بی آنکه در پس پاسخ هایش
منتی نهفته باشد ، او که یکتای مطلق است و من چقدر با
تمام رذالتی که در خود می شناسم ، فرو رفتن در تنهایی
را با او دوست دارم. حسی ناب که می دانم از
وجودش سرچشمه می گیرد و مرا اینگونه در بر می گیرد.
وای خدا چقدر اشک ریختن در این حس را دوست دارم . . .